تبلیغات
 میکس سایت - زیباترین قلب شهر

روزی مردجوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا می كرد  كه زیبا ترین قلب را درتمام آن  منطقه دارد..

جمعیت زیاد جمع شدند. قلب او كاملاً سالم بود و هیچ خدشه‌ای بر آن وارد نشده بود و همه تصدیق كردند كه قلب او به راستی زیباترین قلبی است كه تاكنون دیده‌اند.. مرد جوان با كمال افتخار با صدایی بلند به تعریف قلب خود پرداختوmixsite.mihanblog.com

ناگهان پیر مردی جلوی جمعیت آمد و گفت كه قلب تو به زیبایی قلب من نیست..مرد جوان و دیگران با تعجب به قلب پیر مرد نگاه كردند قلب او با قدرت تمام می‌تپید اما پر از زخم بود. قسمت‌هایی  از قلب او  برداشته شده و تكه‌هایی جایگزین آن شده بود و آنها به راستی جاهای خالی را به خوبی پر نكرده بودند برای همین  گوشه‌هایی دندانه دندانه درآن  دیده می‌شد. در بعضی نقاط شیارهای عمیقی وجود داشت كه هیچ تكه‌ای آن را پرنكرده بود، مردم كه به قلب پیر مرد خیره شده بودند با خود می‌گفتند كه  چطور او ادعا می‌كند كه زیباترین قلب را دارد؟؟mixsite.mihanblog.com

مرد جوان به پیر مرد اشاره كرد و گفت تو حتماً شوخی می‌كنی؛ قلب خود رابا قلب  من مقایسه كن؛ قلب تو فقط مشتی رخم و بریدگی و خراش است .

پیر مرد گفت : درست است. قلب تو سالم به نظر می‌رسد اما من هرگز قلب  خود را با قلب تو عوض نمی‌كنم.mixsite.mihanblog.com

 هر زخمی  نشانگر انسانی است كه من عشقم را به او داده‌ام.mixsite.mihanblog.com

  من بخشی  از قلبم را جدا كرده‌ام و به او بخشیده‌ام. گاهی او هم بخشی از قلب خود را به من داده است كه به جای آن تكه‌ی بخشیده شده قرار داده‌ام؛ اما چون این دوعین هم نبوده‌اند گوشه‌هایی دندانه دندانه در قلبم وجود دارد كه برایم عزیزند؛ چرا كه یاد‌آور عشق میان دو انسان هستند. بعضی وقتها  بخشی از قلبم را به  كسانی بخشیده‌ام اما آنها چیزی از قلبشان را به من نداده‌اند، اینها همین شیارهای عمیق هستند. گرچه دردآور هستند اما یاد‌آور عشقی هستند كه داشته‌ام... 

 امیدوارم كه آنها هم روزی بازگردند و این شیارهای عمیق را با قطعه‌ای كه من در انتظارش بوده‌ام پركنند،. پس حالا  می‌بینی كه زیبایی واقعی چیست؟

مرد جوان بی هیچ سخنی ایستاد، در حالی كه اشك از گونه‌هایش سرازیر می‌شد به سمت پیر مرد رفت از قلب جوان و  سالم خود قطعه‌ای بیرون آورد و با دستهای لرزان به پیر مرد تقدیم كرد پیر مرد آن را گرفت و در گوشه‌ای از قلبش جای داد و بخشی از قلب پیر و زخمی خود را به جای قلب مرد جوان گذاشت..

مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ دیگر سالم نبود، اما از همیشه زیباتر بود زیرا كه عشق از قلب پیر مرد به قلب او نفوذ كرده  بود...

نظر یادتون نره لطفااااا....... mixsite.mihanblog.com




طبقه بندی: داستان کوتاه،  داستان عاشقانه،  داستان عبرت اموز،  سرگرمی، 
برچسب ها: زیباترین قلب شهر، داستان غمناک، داستان کوتاه، داستان عاشقانه، قلب شکسته، داستان عبرت اموز، قلب زیبا،  
دنبالک ها: تنها راه برای رسیدن، عشق و ثروت، داستان کوتاه باورش سخته....،  
تاریخ : دوشنبه 11 دی 1391 | 01:19 ق.ظ | نویسنده : امید شریف مهر | نظرات

  • paper | تیم بلاگ | زیبا مد